امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مسافر غریب
#1

امروز باد و باران را ديدم...

كه به كمك هم كوچه ها را آب و جارو مي زدند...

انگار قرار است كسي بيايد...كوچه خلوت است...

گويا كسي براي استقبال او نيامده است... 

عده اي را مي بينم...كه چند كوچه پايين تر منتظرند...

انگار آدرس را اشتباه رفتند....

آهاي او اينجاست....

نميدانم چرا هرچه صدايشان ميكنم....نمي شنوند...

آن مرد آمد.... آن مرد با اسب آمد....آن مرد در باران آمد...

كجا ميروي آنها چند كوچه پايين ترند....

آن مرد رفت...آن مرد پياده رفت...آن مرد با چشمان باراني رفت...

براستي كه چقدر غريب است...

از دور اندك مردماني را ميبينم كه به دنبالش مي گردند....

اما هر چه تلاش مي كنند...

پيدايش نمي كنند دليلش چيست...؟؟

نكند مسيرتان اشتباه است...؟؟

نه اين راه اشتباه نيست ما خود مي دانيم...

اين را آنان مي گويند...

مسافر در خلوت كوچه ها محو مي شود...

و هنوز عده اي خوابند...

از فردي شنيدم كه ميگفت او دوباره باز ميگردد...

سوالي مرا درگير خود كرده...

مگر جايي رفته است....؟؟

او مي گفت ما منتظر اوييم...

ولي من ميدانم اشتباه مي گويد

اوست كه منتظر ظهور ماست...

آري مشكل از ماست كه تا به حال نيامده است...

نگوييد وقتش نرسيده...وقتش را خود تعيين ميكنيم...

بد نيست كمي به خود بيايم...

كمي تامل لازم است...

اللــهم عــجل لـــوليـــك الــفـــرج

پاسخ }
سپاس شده توسط:
#2

سلام خانمی

شعر بسیار جالب و دلنشینی بود نمی دانستم آن مرد در باران آمد در کتاب اول را می توان به منجی عالم نسبت داد

امیدوارم بزودی باران دلهای پاک تبدیل به سیل خروشان الهی گردد و زمینه ی ظهور را فراهم سازدheartheart

زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن مطلبی جدید.
فرصت ها میوه های رسیده اند اگه به موقع نچینی می افتد.
Huh
پاسخ }
سپاس شده توسط:
 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره معلمـ گفت

انجمن علمی معلمان ایران افتخار دارد که از بهار سال 91 شروع به کار کرده است. هدف این انجمن افزایش توانایی های علمی و مهارتی معلمان ایران با تبادل نظر و اشتراک تجارب است. این انجمن به طور کامل توسط معلمان اداره می شود و هیچ وابستگی به ارگان های دولتی یا غیر دولتی ندارد.

پیوند ها

دوستان