امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات معلمان (24)
#1

                        عیادت  دانش آموزان بیمار

 امتحان نوبت اول 30 دی ( روز دوشنبه) تمام شده بود، به همه ی دانش آموزان  قبل از شروع امتحان 30 دی گفتم: شروع کلاس های نوبت دوم ،فرداست و باید همه در مدرسه حاضر باشند( چون زمزمه هایی را از معلمان ! شنیدم که می گفتند دانش اموزان می خواهند  سه شبه و چهار شنبه را نیایند!)

روز سه شنبه از 9 کلاس 8 کلاس حاضر بودند به جز چند نفری که قبلا با مدرسه هما هنگی شده بود، اما در کلاس سوم تجربی از 31 نفر 14 نفر نیامده بودند! به معاونانم گفتم:  کسی از این کلاس با شما هماهنگ کرده و غایب شده ، یک از معاونان گفته : یک نفر  و دونفر هم با من هماهنگ شده بودند ، پس 11 نفر دیگر کجا بودند؟ گفتم  تلفنی پیگیر  دانش اموزان غایب شوند، نیم ساعت بعد   ( 8.30) معاون ها  به من خبر دادند ، خانواده هایشان می گویند: بچه هایمان مریض هستند و نمی توانند بیایند، ان شاء الله بعد از خوب شدن گواهی دکتر هم می آورند! همه می دانستیم واقعیت این چنین نیست! باید کاری می کردیم،

همین  بچه ها  در ایام امتحانات ما را مجبور کرده بودند  کلاس های فوق برنامه بیاییم،آن هم در روز پنج شنبه و جمعه تا پیشرفت تحصیلی کنند ، حالا در روز رسمی که همه هستیم ما را قال گذاشته بودند....

از روی دفتر انضباطی که در اول سال تهیه  کرده بودیم ، آدرس همه آن ها را گرفتم و به معاونانم گفتم : ما به هر حال اولیا  مدرسه هستیم! دانش آموزان مریض شدند و همه شان هم دلشان درد می کند! وظیفه انسانی حکم می کند به ملاقات شان  برویم، دوستان اول فکر می کردند من دارم شوخی می کنم ، اما وقتی دیدند جدی است، گفتند ما رویمان نمی شود......

سوار ماشینم شدم و رفتم- البته نه چندان راحت -خانه ی اولین دانش اموز را پیدا کردم؛زنگ زدم ، سه چهار دقیقه بعد پدر دانش اموز جلوی در آمد، سلام و احوال پرسی کردم و گفتم :شنیدم ، محمد جان مریض هستند! آمدم  از ایشان عیادت کنم و بعد چون  دوستان دیگرش هم مریض هستم بروم عیادت آن ها!.....

بنده خدا آن قدر جا خورده بود که حتی یادش رفت  بفر ما بگوید، سریع به اتاقش برگشت و 10 ثانیه بعد آمد وگفت : البته ما خدمت شما هستیم، خیلی خیالی خوش امدید و...بفر مایید.البته محمد جان قبل از آمدن شما داشت آماده می شد بیاید مدرسه، شما بفرمایید ما خدمت شما هستیم...محمد هم الان می رود مدرسه..... تعارف پشت تعارف ..... گفتم : نه حالا که خوب شدند  بگوید بروند مدرسه ،من  شاید بروم عیادت دیگر دانش اموزان مریض!.....

      به خانه دانش آموز دیگری هم نرفتم، ساعت 9.10 به مدرسه برگشتم ، جز یک نفر 10  نفر غایبین مریض ! در کلاس نشسته بودند و همه صحیح و سالم! معاون می گفت : این ها چگونه به این سرعت به مدرسه آمدند: گفتم  شما قدرت فناوری اطلاعات ( تلفن همراه هماهنگ کننده!) را دست کم گرفتی! و کلی خندیدیم!

از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر
پاسخ }
سپاس شده توسط: salary
 


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  خاطرات معلمان (28) ruznevesht 2 2,753 8-2-1393, 12:53 صبح
آخرین ارسال: ruznevesht
  خاطرات معلمان (27) ruznevesht 5 3,881 6-2-1393, 03:18 عصر
آخرین ارسال: ruznevesht
  خاطرات معلمان(26) ruznevesht 1 2,244 7-12-1392, 12:10 عصر
آخرین ارسال: marieh
  خاطرات معلمان(25) ruznevesht 1 2,305 3-12-1392, 08:00 عصر
آخرین ارسال: siminpayam
  خاطرات معلمان(18) ruznevesht 6 4,986 11-11-1392, 06:00 عصر
آخرین ارسال: honaramuz
  خاطرات معلمان(23) ruznevesht 1 2,199 6-11-1392, 11:55 عصر
آخرین ارسال: siminpayam
  خاطرات معلمان(10) ruznevesht 6 4,923 28-10-1392, 02:47 صبح
آخرین ارسال: sarpol
  خاطرات معلمان(22) ruznevesht 2 2,463 28-10-1392, 02:36 صبح
آخرین ارسال: sarpol
  خاطرات معلمان(20) ruznevesht 0 1,633 4-9-1392, 12:31 صبح
آخرین ارسال: ruznevesht
  خاطرات معلمان( 14) ruznevesht 2 2,734 17-8-1392, 05:14 عصر
آخرین ارسال: siminpayam

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره معلمـ گفت

انجمن علمی معلمان ایران افتخار دارد که از بهار سال 91 شروع به کار کرده است. هدف این انجمن افزایش توانایی های علمی و مهارتی معلمان ایران با تبادل نظر و اشتراک تجارب است. این انجمن به طور کامل توسط معلمان اداره می شود و هیچ وابستگی به ارگان های دولتی یا غیر دولتی ندارد.

پیوند ها

دوستان