امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خنده شکل اول، شکل دوم
#1

خنده شکل اول، شکل دوم

وارد كلاس شدم . بيش از چهل بچه ي قد و نيم قد از سر و كول هم بالا مي رفتند . تازه كار بودم و بي تجربه. فصل اول كتاب حرفه و فن « بهداشت و كمك هاي اوليه » نام داشت . غرق تدريس شدم . ماكتي و مسواكي و پوستري ، با تكه چوبي دندان هاي روي پوستر را نشان مي دادم و با هيجان درباره ي فوايد مسواك زدن مي گفتم كه ناگهان از گوشه و كنار كلاس چند نفري پقي زدند زير خنده ! چشم غره اي رفتم ، نصف و نيمه ساكت شدند ، اما باز ايما و اشاره ادامه داشت .

حواسم پرت شده بود . كم كم داشتم عصباني مي شدم . نمي دانستم مشكل از كجاست . به تك تك بچه ها نگاه كردم . بعد دزدكي به لباس و كفش هايم چشم دوختم ،  چیزی نبود . به توضيحاتم ادامه دادم ، اما خنده ي بچه ها ادامه داشت ! دستي به موها و سر و صورتم كشيدم . بالاخره حوصله ام سر رفت و از دانش آموزي كه نيشش تا بنا گوش باز بود پرسيدم : « چيه آقاي عزيز ، چرا بي جهت مي خندي ؟! » جواب درستي نداد . بقيه هم ماست ها را کیسه كردند و زل زدند به چشمان من .

زنگ تفريح كه زده شد ، خودم را به دفتر مدرسه رساندم . معلم ها يكي يكي مي آمدند ، خسته و گچي ! از مدير و معاون خواهش كردم خوب سر و لباسم را نگاه كنند تا اگر موردي است ، آن را بر طرف كنم . اما آنها نيز تاكيد كردند مسئله خاصي وجود ندارد . تعجب كردم . دوباره به سمت آينه ي داخل دفتر رفتم و مشغول ورانداز خود شدم . يكي از دبيران با تجربه به شوخي گفت : « آقا ، نكند چون موهايتان كم پشت است و آن را سيم كشي كرده ايد ، بچه ها شيطنت مي كنند ؟! » طوري اين جمله را گفت كه همه شروع به خنديدن كردند .

همان طور كه نگاهم به آينه بود ، لبخند زدم . اما ناگهان لبخند روي صورتم ماسيد و چهره ي خندان دانش آموزان مانند فيلمي در جلو چشمانم شروع به رژه رفتن كردند . معما حل شده بود . با لب و لوچه آويزان به سمت همكاران آمدم و پرسيدم : « مي بخشيد ، كسي يك دندان پزشك ماهر سراغ دارد به من معرفي كند ؟! »

نوشته محسن سالاری، چاپ در نشریه نگاه

دنیای حرفه و فن http://www.dhvf.ir
پاسخ }
سپاس شده توسط:
#2

 جالبه  اما من که نفهمیدم  خندشون واسه چی بوده .

http://class6omi.blogfa.com/


یا مهدی ادرکنی
پاسخ }
سپاس شده توسط: salary
#3

سلام

جالب بود حالا از کجا معلوم بعد از درست شدن دندان ها باز بچه ها نخندند آنان حتی به میخ دیوار هم می خندند

خندیدن که بد نیست خدا کند همیشه خندان باشند گریه نکنند که واقعا اعصاب خردکن است

موفق باشید.

زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن مطلبی جدید.
فرصت ها میوه های رسیده اند اگه به موقع نچینی می افتد.
Huh
پاسخ }
سپاس شده توسط: salary
#4

'a.n18' pid='6226' datel نوشته است:

 جالبه  اما من که نفهمیدم  خندشون واسه چی بوده .

کاملا مشخص است. دندان های جلوی من در حین تدریس بحث مسواک زدن خراب بود و خودم یادم نبود...! این خاطره دقت بچه ها را مشخص می کند.

دنیای حرفه و فن http://www.dhvf.ir
پاسخ }
سپاس شده توسط:
#5

سلام خاطره ی جالبی بود ولی امان از خنده های دانش آموزان و حرف زدن هایشان که تمامی ندارد .<img src=" border="0" class="smilie" src="http://moallemgoft.ir/images/smilies/smile.gif" style="cursor: pointer;" />

پاسخ }
سپاس شده توسط: salary
#6

به دندان های کج و معوج معلم که احتمالا نیاز به ارتودنسی داشته می خندیدند

اگر صداقت را در آتش اندازید انچه که خاکستر می شود دورغ است.
معلم در خط مقدم است و« امور اداری» و« امور مالی» پشتیبان خط مقدم است.
امور اداری و تشکیلات
پاسخ }
سپاس شده توسط:
#7

<img src=" border="0" class="smilie" src="http://moallemgoft.ir/images/smilies/shy.gif" style="cursor: pointer;" />متوجه شدم . ولی گاهی اوقات همین خنده هاست که چاشنی کلاس میشود   بالاخره بچه ها می  فهمند  که بر هم نخندیم بلکه باهم بخندیم.

http://class6omi.blogfa.com/


یا مهدی ادرکنی
پاسخ }
سپاس شده توسط:
 


پرش به انجمن: