امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
روش تدريس مبتني بر مهر ورزي
#1
مهم 

روش تدریس مبتنی بر مهر ورزی

برای داشتن جامعه ای سالم و موفق ومهر ورز باید ابتدا نظری به مدارس انداخته و این بارز ومبین است که بعد از خانواده تربیت کننده افراد یک جامعه آموزش وپرورش است وحتی بعضی مواقع مفید تر و موثر تر از خانواده اثر گذار می باشد چنانچه نظری به کلمه گفته شده داشته باشیم (( آموزش و پرورش )) می بینیم که مکمل و کامل کننده آموزش ، پرورش می باشد و خود کلمه آموزش تعلیم هر چیزی می باشد درس ، اخلاق ، رفتار ، اعمال پرورش و....پس پرورش نه فقط در خود کلمه بلکه در آموزش نیز نهفته شده است در سراسر دنیا و جهان آموزش را فقط از نظر کتابی ، اطلاعاتی ، کسب اطلاعات علمی و مطالب هایی که فقط در کتب وجود دارد در نظر گرفته و آموزگار که به معنی اندرز گو وراهنما است فقط به کار تدریس مشغول است و اطلاع دهنده کتابهایی می باشد که در اختیار دارند و هیچگونه به مفهوم اصلی اموزگاری ، که اندرزگویی وراهنمایی است نمی پردازد و بطور کلی از مفهوم های اصلی دور شده بنابراین می بینیم که هر روز به افراد جوامع بشری که دارای خوی وخصلت ها ورفتارهای پرورش نیافته و کنترل نشده است افزوده شده و جوامع را با مشکلاتی زیاد رو برو می کنند پس یک معلم باید تعلیم دهنده واقعی باشد تا بتواند ضامن جامعه ای سالم و قانونمند باشد
2- نگرشی براین شغل
یک معلم باید آنقدر مهارت در کارش داشته باشد تا هیچ زمان در حین تدریس با مشکلات روبرو نشود و هنرمندانه نه فقط به کار تدریس بلکه همزمان به کار تعلیم و تربیت ، سازندگی روح وفکر دانش آموز بپردازد آن زمان است که موفقیت واقعی را ایجاد می کند ولی اگر توانایی اجرا نداشته باشد حتی اگر از بهترین روش های تدریس که هر روز دچار تحول و تغییرات گوناگون می شوند آگاه باشد ، چاره ساز دانش آموز وکلاس وجامعه نخواهد بود ، حتی طرح درس هایی که یک معلم باید داشته باشد ، اگر بهترین شیوه وروش ومکتوب به همراه خود داشته باشد مو ثر واقع نمی شود .
فردی که انتخاب گر این شغل است به دلیل حساس بودن نباید فقط آن را به عنوان یک شغل انتخاب کند ، در مرحله اول باید بر اساس علاقه و انگیزه و هدف والا و مقدس آن به این کار روی آورد ، زیرا اگر فردی بر اساس هدف و علاقه آن را انتخاب کند ، اگر در روز نه فقط 6 ساعت حتی اگر 12 ساعت مشغول تدریس ، تعلیم و تربیت و در کنار دانش آموزان باشد بدون کوچکترین استراحت نه این که احساس خستگی نمی کند بلکه پس از 12 ساعت کار در روز و به جای 24 ساعت ، 72 ساعت کار در هفته هیچگونه خستگی نخواهد داشت ، بلکه احساس آرامش وصف نا پذیری در وجودش خواهد بود ونتیجه کار او موثر است ولی چنانچه آن را فقط به عنوان یک شغل بداند حتی تحمل این کار خطیر در 6 ساعت غیر قابل تحمل است ، چرا که سختی کار فشار روحی و جسمی زیادی را بر او وارد می کند .
3-چگونگی عملکرد :
یک معلم باید برای انتخاب این شغل در خود انگیزه داشته باشد ، زیرا در روز با افرادی روبرو خواهد شد که از نظر خانوادگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، روحی وروانی با هم متفاوتند و حتی بدون انگیزه ویا حتی کوچکترین علاقه ای پا به عرصه مدرسه می گذارند و فرار از منزل یا طرد شده از خانه به مدرسه می آیند و عده ای دیگر یا هدف ندارند یا اگر دارند خود نمی دانند چه هدفی باید داشته باشند سعی در این دارند که معلم خود را الگو قرار دهند با تقلید کردن از گفتار ، عقاید ، روش ، رفتار ، اعمال وحتی خصوصیات دیگر ...... برای آینده خود استفاده کرده آینده خود را بر اساس آن سازد هدف را در او بیابد ، هستند دانش آموزانی که با کوچکترین بر خورد و یا رفتار معلم خود سر نوشت و آینده خود را تغییر داده و می سازند چنانچه آن رفتار در شخصیت او اثر و نفوذ می کند بطوریکه هیچ چیز نمی تواند آن را خنثی کند ( انتخاب شغل ، راه و روش زندگی ....) .
4- چگونه بودن :
یک دبیر برای موفقیت مفید و سود بخش باید هنگام ورود به کلاس قلبا و وجودا با نام خداو ورضای خدا وارد شود و آن مکان مقدس را همردیف مسجد یا عبادتگاه بداند (( در گذشته بطور کلی تعلیم و تربیت در دنیا بیشتر در مساجد و عبادتگاه صورت می گرفت و موفقیت نیز به همراه داشته ))
و بداند که هر عمل ورفتار او از طرف دانش آموزان عکس العملی را در پی خواهد داشت و ریشه دار و........که سر نوشت و آینده او وجامعه را خواهد شناخت و بداند که با اخلاق و رفتار خود ((که متاسفانه عده ای سعی در تهذیب خود ندارند حداقل در مدارس )) می تواند دانش آموزی را از منجلاب بدبختی نجات دهد و یا بر عکس به منجلاب بدبختی بکشاند .
همانطور که گفته شد اگر با خدا و یاد و حضور پروردگار عالم وارد کلاس شود و هر کاری که می کند برای رضای خدا باشد چون برای خداست پس در کارش خطا نخواهد بود و آن وقت مفید و مثمر ثمر خواهد بود و دانش آموز متوجه رفتار، اعمال، وایمان و خلوص نیت او خواهد بود و تلاشگر خواهد شد ، خود را به سطح بالاتر از هر نظر خواهد برد و آن خواهد بود که باید باشد .
5- آشنایی با روش کار :
دانش آموزان باید قبل از شروع درس کاملا با روش تدریس و خصوصیات رفتاری و خواسته معلم از او در مورد درس و کلاس و هدف او در تمام موارد درس واخلاقی و غیره .... در طی سال تحصیلی آشنا شود و اینکه دلیل واهداف از آمدن خود را به مدرسه و کلاس و چرا به مدرسه می آیند و چه هدفی دارند و ..... بصورت پرسش وپاسخ وواضح آگاه شوند و در اولین جلسه وبدون مقدمه شروع به درس نکند آنهم بدون مقدمه و در جلسه اول و اگر نیاز باشد در جلسه دوم اهداف را با بحث و گفتگو مشخص کنند و مطالب لازم و ضروری را بیان کنند و هدف از رفتار هایی که در مقابل هر عمل دانش آموز خواهد داشت و چگونگی کار و حتی اینکه در کار خود قاطعانه خواهد بود و نظم و مقررات لازم و ضروری بر قرار خواهد بود ولی در زنگ تفریح همچنان دوست و خواهر یا برادری با محبت در کنار آنها خواهد بود و حتی حاضر به حل مشکلات دانش آموزان تا آنجایی که در اختیار و توان او خواهد بود انجام خواهد داد (که رفع مشکلات خود می توان راه گشای یاد گیری بهترباشد ) .http://www.zibaweb.com
از همان روز اول هدف و انگیزه ایجاد کند و تقویت ایمان شود و هر صحبت را با مثالهای مقدس تفهیم کند تا او جایگاه خود را در کلاس درس بیابد و بداند که هیچ عملی بدون پاداش نخواهد ماند و همانطور که پاداش افراد مومن پرهیز گار که کار آنها انجام دستورات الهی است بهشت می باشد در غیر این صورت جهنم در انتظار انها خواهد بود و نتیجه اعمال خود را چه از نظر آموزش و چه از نظرپرورش رفتار و اخلاق و ..... خواهد دید و اینکه پرورش مقدم بر آموزش خواهد بود (پرورش نیز در آموزش نهفته است یعنی آموزش روح ورفتار)) یعنی پرورش در مرحله ابتدا و آموزش و درس در مرحله بعد قرار دارد (تفهیم آموزش پرورش ) .
در این صورت دانش آموزان که خود راپایبند اعمال ، اخلاق ؛ و رفتار و....نیکو کند و هدف درس را متوجه شود ، با داشتن هدف انگیزه و رفتاری با شخصیت والا از آغاز سعی خواهد کرد آنطور که لازم است تلاش کند برای آینده ای بهتر و اینکه نباید امروز همان فردای دیروزی باشد و سعی در تغییر دادن خود به سمت بالاتر خواهد کرد و تلاش خواهد کرد که آگاهی خود را چه از نظر اجتماعی ، رفتاری ، روحی و درسی و علمی بیشتر کند این شعار او خواهد بود که امروز بهتر از دیروز وفردا بهتر از امروز باشد و در او انگیزه بهتر شدن و بهتر زیستن و به سطح بالاتر ارتقاءجستن ایجاد شود .
6- وارد و خارج شدن :
چنانچه فرصتی پیش بیاید بهتر است قبل از دانش آموزان و یا حتی همگام با آنها وارد کلاس شده در آخر کلاس بنشینید بدون اینکه دانش آموزان متوجه شوند با رفتارهای طبیعی و واقعی دانش آموزان آشنا شده و می توان به کمک همان رفتار ها در پیشرفت درسی ، رفتاری واخلاقی به آنها کمک کند و اثرات نیکویی در دانش آموزان ایجاد کند .
در پایان کلاس قبل از دانش آموزان از کلاس خارج نشود همگام یا دیر تر از دانش آموزان ، از کلاس خارج شود ، و با یکی از دانش آموزان بطور عادی و طبیعی مشغول صحبتهای لازم شود و بطور غیر مستقیم رفتارهای دیگران را در همان حال زیر نظر داشته باشد و از رفتار های آنها در حالت عادی استفاده کرده برای هدایت و راهنمایی و همچنین برای بر طرف کردن عیوب وایرادات درسی و اخلاقی .
7- نحوه بر خورد :
چون تمام دانش آموزان از یک نوع شخصیت بر خوردار نیستند بر خورد با آنها باید بر اساس شخصیت ، فرهنگ ، چگونگی زندگی ، آگاهی اجتماعی و خانوادگی که دارند باشد و سعی کند با هر کدام آن طورکه لازم است رفتار کند و حتی این عمل دبیر باعث اعتماد و ....بیشتر در دانش آموزان خواهد شد چنانچه مشکلاتی درسی یا ناهنجاریهای رفتاری وشخصیتی در وجود دانش آموزانی که بدون هدف به مدرسه می آیند وجود داشته باشد ، این چنین دانش آموزان دارای مشکلات ونا هنجاریهای فراوان هستند و در هر مکانی قرار بگیرند درد سر ساز خواهند بود ، چنین افرادی حتی ممکن است برای تخلیه خود از آن مشکلات و ناهنجاریها و اشباع فشارهای روحی وروانی به هر شکلی سعی در اخلال کلاس کار دبیر اذیت و آزار هر فردی که با او روبرو می شود داشته باشد فرقی ندارد که چه شخصی است و ...مخصوصا اگر نقطه ضعفی از فرد مقابل یا دیگر افراد پیدا کند برای بهتر شدن این چنین دانش آموزان نباید با تندی و عجولانه قضاوت و کاری انجام داد و فورا آنها را از کلاس اخراج یا به دفتر مدرسه فرستاد . زیراباچنین کاری نه اینکه ناهنجاریهای او بر طرف نمی شود بلکه بعد ها به شکلها وشیوه های دیگری نشان داده خواهد شد و اگر در ظاهر خوب شود موقتی خواهد بود و اثر سازنده نخواهد داشت برای او وکلاس درس ، بلکه باید با صبوری و حوصله در هر زمان و فرصت مناسب زمان تدریس یا زنگ تفریح بر خوردی مناسب داشت .
8- چگونگی استفاده از مطالب :
با استفاده از مطالب در حین تدریس فرقی نمی کند که مطلب مربوط به کدام درس است می توان از هر مطلبی استفاده و با مثالهایی که با مطالب درسی تشابه دارد غیر مستقیم فهماند که چنین رفتارهایی چه اثرات زیانباری به همراه خواهد داشت این کار بر روی خصایص اثر نیکو خواهد داشت ، بطوریکه او متوجه نشود که فردی خاص را در نظر گرفته و هدف او یا شخص خاصی می باشد زیرا ممکن است به لجاجت بر خیزد .
بطور مثال : درس غلوم تجربی با هر مطلب درس می توانیم یک مطلب با ارزش شخصیت سازی مثبت را نیز بیان کنیم .مثلا درس چرا از ماشین استفاده می کنیم در حین درس دادن صحبت می کنیم ماشین ها چگونه کارهای ما را آسان می کنند و در گذشته ماشین و ابزار چگونه بوده و اکنون چگونه پیشرفت کرده و.... در کنارش مثالهایی را می زنیم که افرادی که ماشین های بهتری دارند می توانند بدون مشکلات و خیلی راحت تر و آسانتر کارها را انجام دهند و همزمان مثالهایی را می زنیم که رفتار ، اخلاق نیکو، متانت ، ایمان ، صبر ، حوصله و ... که انسان در ارتباط با دیگران به کار می برد مانند همان ماشین (ابزاری) است که انسان استفاده کند و با آرامش و راحتی بیشتر به زندگی ادامه دهد و ....
یا با تدریس درس بازده ، مقاومت و اصطکاک درون ماشین بازده را کم می کند می توان از اعمال و رفتارها و.... که می توانند مانند مقاومت و اصطکاک باشند و جلوی پیشرفت او را در زندگی بگیرند و بازدهی زندگیشان را به سطح پایین آورده وباعث شود تا دوستان کمتری داشته و افراد از او دور وفراری شوند بطور کلی می توان با هر کدام از مطالب کتاب یک مسئله را بیان کرد که بتواند در دانش آموزان انگیزه ، هدف ، علاقه به درس و علاقه به بهتر شدن درتمام خصوصیات رفتاری خود را پیدا کند و او را افرادی تلاشگر کند که امروزش بهتر از دیروز و فردایش بهتراز امروز شود به همین شکل که پیش می رود با هر تدریس که فرقی ندارد کدام کتب درسی می باشد یک مطلب که به درس نزدیکتر باشد بیان شود با این روش نه فقط دانش آموزان درس را به خوبی یاد می گیرند بلکه علاقه به درس و هدف پیدا می کنند و آینده خود را به سطح بالاتر ارتقاء خواهند داد ، به درس علاقه مند می شوند هدفدار شده برای خودش ارزش قائل می شود (( هستند دانش آموزانی که حتی برای خودشان ارزش قائل نیستند )).http://www.zibaweb.com
9- ارتباط :
وقتی معلم در دانش آموز انگیزه ، هدف و علاقه به درس را ایجاد کند به او علاقمند می شود و می تواند با او به راحتی ارتباط بر قرار کند و حتی در حادترین مسائل و مشکلاتی که در زندگی دارد و توانایی گفتن انها را ندارد برای رفع آنها سعی کند بوسیله همان دبیر و کمک از او به بر طرف کردن و حل آنها کوشش کند و اعتراف به بعضی از اعمال و رفتارهای نا درست خود کند و تقاضا کمک و یاری برای رفع آنها داشته باشد و راه حلهایی از ایشان بخواهد برای رفع مشکلات ریشه دار که خود مسبب آنها بوده و معترف به آنها که البته نباید او را تنها گذاشت باید تا آنجا که توان است برای رفع آن ناهنجاریها بتواند بایاری خداوند و صبر و حوصله و شکیبایی و راه حلهای مناسب در زمانها مناسب (زنگ تفریح)همچون یک دوست در کنار او بوده و به درد دل او گوش کند و با راهنمایی هایی که در وجود او اثر بخش می باشد او را یاری دهد چنانچه مطالب گفتنی زیاد باشد و زمان کم می شود و فرصت زیادی نیست از او بخواهد قبل از شروع به صحبت با او تمام حرفهایش را بر روی کاغذ بنویسد تا بتواند با خواندن آن از وقت کم زنگ تفریح و استراحت بهترین استفاده را بکند البته چون دانش آموز با اطمینان کامل و اعتماد به او روی آورده باید مطالب بیان نشود و با او طوری صحبت شود که اثرات ریشه دار باشد نه اینکه بعد از مدتی آن اثر خنثی شود .
10-افراد نا آرام :
دانش آموزانی هستند که اعمال و سخنانی نادرست برایشان عادی و طبیعی است و فرقی نمی کند که طرف مقابل او چه کسی است و چگونه باید رفتار کند و چه کلماتی را بیان کند (پدر ، مادر ، مدیر مدرسه ، یامعاون ویا دبیر و ...)البته مقصر نیستند بلکه بعلت فقر فرهنگی ، اجتماعی ، مادی ، خانوادگی و.... می باشد که خود در آنها از کودکی دخیل نبوده و در ارتباط با چنین افرادی باید طوری رفتار کرد که بدنند مقصر نیستند و به راحتی می تواند تغییر خصوصیات رفتاری بدهند ، پس ابتدا باید آگاهی های لازم را داده تا بتوانند رفتارشان را تغییر دهند و این نیز کافی نیست زیرا خانواده های آنها آگاهی درست ندارند و لازم است که نه فقط این آگاهی ها را به آنها داد بلکه خانواده هایشان را نیز آگاه کرده تا اثرات آن نیز در خانه پایدار باشد و حتی مشکلات رفتاری و شخصیتی او بر طرف شود و دانش آموز احساس امنیت راحتی خاصی به او دست بدهد و بداند که در محیط مدرسه جایگاه دارد و به او بها داده می شود هدف پیدا می کند با کمال میل برای ساختن آینده و شخصیت بهتر برای فردای خود سراپا گوش درس و با علاقه شدید و انگیزه به تلاش و یادگیری درس می پردازد، آن زمان است که روش های تدریس یک دبیر موثر خواهد بود در غیر این صورت هر چه تلاش کند بی اثر خواهد بود و بازده کاری پایین خواهد بود حتی فقط کافی است که یک چنین فرد نا به هنجار در کلاس درس باشد دبیر درس را شروع می کند با بهترین طرحهای درسی و روشهای تدریس شروع به تدریس می کند درست در اوج درس آن دانش آموز با حرکاتی یا رفتاری و یا صدا های ناهنجار می تواند نظم کلاس را به هم بریزد و نه فقط خودش از درس و یاد گیری دور می شود دانش آموزان را نیز به خنده در آوردن یا ... از درس دور می کند و معلم همه زحماتش بی نتیجه می شود بطوری که دبیر از کلاس فراری و حاضر به مراجعه به آن کلاس نیست و هستند معلمینی که حتی با گریه از چنین کلاسهایی خارج شده و به خاطر چنین افرادی ، پس قبل از درس و آموزش درس باید به فکر پرورش و آموزش شخصیتی بوده تا او را که بصورت خاری در کلاس است ابتدا تبدیل به گلی زیبا نموده تا به کلاس زیبایی دهد و آرامش کلی در کلاس بر قرار شود و در این صورت حتی اگر دبیر در کلاس نباشد دانش آموزان کار خود را شروع می کنند زیرا با روش کار دبیر کاملا آشنایی دارند و می دانند یک دانش آموز در کلاس باید چگونه باشد ، و چه کار هایی انجام دهد زیرا برای خودش ارزش قائل می شود ، سعی می کند با حرکات و سر وصدا های بی جا شخصیت خودش را زیر سئوال نبرد و می داند که برای هدفی به مدرسه آمده و آنقدر درک پیدا کرده که بداند چه باید بکند و چگونه باید باشد .
11- ارزشیابی :
یکی از عاملهایی که باعث می شود فردی در جامعه دست به اعمال نا مشروع یا نادرست بزند مانند تقلب ، کم کاری و خیلی کار های خلاف دیگر و راه درست ، یا کار درست را انتخاب نکند و یا عکس ان را ، بر می گردد به دوران تحصیلی او و نحوه رفتاری که هنگام بر گزاری امتحانات داشته و اینکه آگاهی کافی از اهداف اصلی امتحان گرفتن را نداشته و فقط هنگام بر گزاری به بدست آوردن نمره بالاتر یا قبولی فکر می کرده و همان دلیل باعث شده که برای بدست آوردن نمره دست به هر عملی مانند تقلب و غیره بزند و از روشهای مختلفی استفاده کند تا مراقبین مطلع نشوند و به این کار آنقدر ادامه داده تا اینکه مهارت کامل بدست آورده و زمانی که وارد اجتماع می شود با ترفند های بهتر و متفاوت تری به کار خود ادامه می دهد ، حتی چنین افرادی اگر صاحب شرکت ، کارخانه ویا تولید کننده ای شوند دست به هر کاری می زنند ساخت وسایل تقلبی و غیره ، پس برای اینکه جامعه دچار چنین معضل هایی نشود باید در مدارس شیوه هایی به کار گرفته شود تا افرادی را که به جامعه تحویل می دهند باعث بهتر شدن جامعه شوند نه اینکه مشکل آفرین .
چنانچه فردی بداند اهداف امتحان فقط کسب نمره نیست و با اهداف اصلی آگاه شود و موضوع امتحان تفهیم و باز شود حتی اگر مراقبین در هنگام بر گزاری امتحان حضور نداشته باشند از او خطایی سر نخواهد زد .
قبل از اولین جلسه امتحانات کلاس بوسیله خود او با روش پرسش و پاسخ او را باید از اهداف آزمونها آگاه کرد و به شور و مشورت بگذارند اهداف چیست ؟ مثلا دانش آموز به این روش یعنی گرفتن آزمون از اطلاعات . آگاهی های خود با خبر می شود تا بتواند اطلاعات خود را بالا ببرد نه نمره خود را و در جلسه های بعد کدام مطلب را کمتر بخواند و یا بیشتر و برای رسیدن به معلومات بیشتر تلاشگر شود .
و تفهیم قبح و ضررهای تقلبی و استفاده از مظلب دیگران با مثالهای متفاوت با این اوصاف و ایجاد انگیزه ؛ برای بر گزاری صحیح امتحانات و آگاهی از آزمون های کتبی و علل واهداف با علاقه بیشتری پیشگام بر گزاری آن خواهد شد ، و درس را با تلاش بیشتری خواهد خواند و همچنین بدون کوچکترین خطا به جواب دادن سئوالات خواهد پرداخت بطوریکه حتی اگر آنقدر نزدیک و در کنار هم باشند و پاسخ برگه های همدیگر را ببینند و حتی دبیر در کلاس نداشته باشد حاضر به تقلبی یا نوشتن جواب از روی برگه دیگری نخواهد کرد ، متاسفانه فرهنگ امتحان گرفتن آنقدر ضعیف است که زمان برگزاری امتحان همیشه سعی می شود فاصله یا مانع بین دانش آموزان(حتی دانشجویان ) قرار گرفته شود که این خود محرک تقلبی می باشد .
و اعتماد به نفس آنها را ضعیف کرده و شخصیت آنها زیر سئوال رفته و شخصیت سازی نمی شود بلکه این روش ها و امثال آنها باعث شده که آنها زمانی که اجبار هست راه درست بروند در غیر این صورت خطا کنند البته گرفتن آزمون و روش صحیح کردن آنها باید به یک روش نباشد و باید از روش های گوناگونی که اثر پیشرفتی و سازندگی ، فکری ، روحی، اجتماعی، شخصیتی داشته باشد استفاده شود و دلیل استفاده از هر روش نیز باید به اطلاع آنها برسد تصحیح برگه به وسیله دبیر –به وسیله دانش آموزان ، دارای نمره بالاتر و توسط خود دانش آموز و فواید هر کدام باید به اطلاع آنها برسد .
مثلا وقتی دانش آموز با نمره بالاتر برگه ای را صحیح می کند که خود نیز تشویقی برای او می باشد ، و سعی در ادامه تلاش دارد و انگیزه بهتری پیدا می کند و دیگران نیز برای این کار تلاشگر خواهند شد البته زیر نظر دبیر عملا با دادن نمره حق یاد می گیرد که هیچ وقت حق دیگران را ضایع نکند و بهانه ای است تا ارتباط صحیح با افراد دیگر را عملا یاد بگیرد ، وقتی برگه توسط خود دانش آموز صحیح شود و نمره حق را به خود دهد و عدالت را برای خود بر قرار کند که البته با این کار امتیازاتی کسب می کند و خواسته شود جوابهای غلط را با خود کار رنگ دیگر بنویسد و برگه صحیح شده تحویل دهند که البته در این جا فواید آن نیز گفته شود باعث خود سازی ، اعتماد به نفس ، جلب اعتماد دیگران ، خود شناسی ، بیداری وجدان و ....به همراه خواهد داشت ، روش های مختلف امتحان همراه با تفهیم آن نه فقط ارتقاء تحصیلی دارد بلکه از نظر شخصیت سازی ، ارتباط اجتماعی ،رعایت عدالت ، خود سازی ، اعتماد به نفس و........ توانایی های خود را محک زده و خداوند را ناظر اعمال دانسته ، بیدار ی وجدان و از بین رفتن حسادت ها ، ایجاد دوستی و محبت و.... را عملا در وجودشان ریشه زده پس همین گرفتن امتحان یا آزمون با آگاهی یا بدون آگاهی با تقلب یا بدون تقلب و .... می توان فرد را به گمراهی ، منجلاب . نابودی و .... بکشاند و یا باعث نابودی زندگی دیگران شود ، و یا یک فرد را به سطح بالایی از زندگی پر سعادت و نیکبختی و .... برساند .
12- فعالیت :
متاسفانه در جامعه و ادارات ، افراد جامعه از 8 ساعت کار روزانه که باید 8 ساعت کار مفید باشد عده ای حتی در روز 1 ساعت کار مفید انجام نمی دهند علل آن نیز نتیجه بخش دوران تحصیلی او باشد ، و دقایق آخر زنگ (10 الی 15 دقیقه آخر ) متاسفانه در اکثریت مدارس عادت شده انتظار زنگ را می کشند ، بنابراین کتابها بر داشته و شروع به صحبت های بیهوده می شود ، و کم کم عادت دانش آموز شده و یادگیری ناددرست سپس چنین افرادی وقتی وارد جامعه شد و به کار مشغول شوند چگونه می شود انتظار داشت که در روز 8 ساعت کار مفید داشته باشد او در دوران تحصیلی ، آموزش بی نظمی ، بی برنامه گی ، بی هدفی ، و از زیر کار در دفتن و ....آموخته و اثر منفی آن همیشه به همراه خود دارد .
ولی اگر بدانند که وقت طلاست و ارزش دارد هر ثانیه که بگذرد باید مفید باشد ، و زمان بر نمی گردد و باید فعالیت داشته باشد تا آینده ای موفق نصیبش شود ، این کار باعث عادت و شخصیت سازی او خواهد شد ، چنانچه برای هر ثانیه ارزش قائل شود بنابراین فردی خواهد شد که در تمام روز کار مفید خواهد کرد و 8 ساعت کار مفید خواهد داشت .
معلم باید با هدف عشق و علاقه به این شغل وارد کلاس شود وقتی با هدف و عشق به این شغل باشد خود به خود با علاقه به تدریس می پردازد((طوری که پایان کلاس حتی متوجه صدای زنگ نمی شود )) و شوق و علاقه در چهره او روی دانش آموزان نیز اثر خواهد کرد ، برای تدریس باید مانند یک هنرمند ماهر باشد و از تمام فنهای صحیح و اثر بخش برای تدریس استفاده کند نه فقط یک روش در یک جلسه درس ، تمام روشها .فنها را برای تدریس بکار ببرد حتی برای خود او نیز خسته کننده نخواهد بود چه برسد به دانش آموزان که ببینند در یک جلسه هر چند دقیقه یکبار به یک شیوه درس را یاد می گیرند بنابراین خسته نشده همین تنوع باعث می شود که مطالب آموزش داده شده در ذهن او حک شود باید با استفاده از مهارت ها دقت آنها را آزمایش کند و عملا به آنها بیاموزد که در زندگی باید هوشیار باشد و اشتباهاتی ممکن است باشد باید دقت داشت و سرعت عمل بنابراین برای رشد چنین دقتهایی و نپذیرفتن هر موردی زیرا ممکن است درست نباشد گاه گاهی کلمه ای اشتباه نوشته شود یا گفته شود که باید سریع متوجه شوند ، اولین نفر که متوجه شد مورد تقدیر قرار گیرد ، این کار در آنها علاقه ایجاد کرده و دقت و سرعت عمل آنها را تقویت می کند که لازمه هر زندگی می باشد .
13- قدرت بیان :
در هنگام پاسخ دادن به سئوالات باید سعی کرد به دانش آموزان اجازه دهیم که در جواب دادن آزاد باشند حتی اگر جواب اشتباه می دهند ((سئوالات شفاهی پرسش کلاس )) با این کار اجازه می دهیم که قدرت بیان داشته باشد و ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن در او ایجاد نشود .
ابتدا باید اجازه بدهیم کل دانش آموزان جواب دهند خواه صحیح یا غلط البته مقداری شلوغی در کلاس ایجاد می شود ولی باید حوصله داشت زیرا اثری بسیار مفید دارد هم در یاد گیری درس و هم در آینده او حتی دانش آموز خجالتی و منزوی خود به خود عادت به حواب دادن می کنند و با شوق و علاقه به پاسخ سئوالات می پردازند دانش آمورانی که قدرت بیان ، حتی لکنت زبان و یا شهامت بیان ندارند جذب شده و ترس از اشتباه را نداشته و با اعتماد به نفس جذب گفتن می شوند وبه سطح بالاتر رشد کرده با این کار افراد توانایی گفتن بیان پیدا می کنند و همیشه باید فرصت کافی برای جواب دادن داده شود تا آنهایی که اعتماد به نفس ، قدرت بیان ندارند یا شرم و.... ترس از اشتباه گفت و مورد تمسخر قرار گرفتن دیگران را دارند از بین برود .
با این روش ها دانش آموزان که اجازه جواب دادن پاسخ غلط را نیز دارند به تمسخر یکدیگر نپرداخته و توانایی های آنها قوی خواهد شد آینده ای بهتر در جامعه داشته و گوشه گیر ، منزوی نخواهد شد خیلی از افراد هستند که در جامعه به خاطر ترس از غلط بیان کردن و مورد سر زنش قرار گرفتن (که ریشه در دوران تحصیلی دارد )سکوت کرده و کم کم قدرت بیان را از دست داده و توانایی صجبت کردن در جمع را ندارد ((در صورتی که می تواند بهترین نظریه های سازندگی را داشته باشد )) پس پاسخ دادن حتی اگر غلط باشد چنانچه اجازه داده شود و سر زنش نشود بلکه مورد تشویق قرار گیرد ، اثر نیکویی در بیان و آینده افراد خواهد داشت البته پرسش باید از آسانترین شروع شده سپس آرام آرام به سخت پرداخته شود ، در این صورت نیز قدرت بیان و اعتماد به نفس بالا تقویت شد باید ذهن و سرعت عمل را نیز با چند سئوال به صورت مسابقه ای تقویت کرد .
14- تشویق و تنبیه :
یکی از عواملی که می تواند انسان را به رشد وتکامل که در زندگی خصوصی و اجتماعی لازم است برساند تشویق وتنبیه است که می توان گفت بسیار مفید ، موثر و اثر گذار می باشد ، البته باید درست بجا و به موقع باشد همانطور که خداوند متعال نیز برای بندگانش تشویق و تنبیه (بهشت وجهنم) را قرار داده باید همیشه به همراه افراد باشد تا فرد بتواند راه متعالی را در پیش بگیرد . پس از خانواده اثرش از مدارس شروع می شود ، رشد ، یادگیری درسی، رفتاری ، اخلاقی ، شخصیتی ، اجتماعی و .... است .
البته عادلانه ، زیرا اگر درست و به جا و به حق نباشد و فقط بر اساس علایق شخصی باشد . آن وقت است که در وجود فرد ریشه منفی زده خواهد شد . چه بسا که در مدارس همین تشویق ها و تنبیه های نادرست چه افرادی را وازده یا فراری یا به خود کشی و ...کشاند که می توانستند سازنده و خلاق باشند ولی آن شده که نباید شود و چنین افرادی نیز وقتی وارد جامعه می شوند چنانچه صاحب منصب ، پست یا مقامی شوند خود نیز روش های نا بجایی که آموخته اند به کار می برند و افرادی را تشویق یا تنبه خواهند کرد که سزاوار آن نیستند و افرادی که شایستگی آن را دارند زمانی که شاهد چنین اعمالی باشند سر خورده شده یا بی علاقگی به کار ادامه می دهند وچنین افرادی چنانچه در جامعه وارد شوند چون عملا یاد گرفتند که تشویق و تنبیه مربوط به افرادی است که شایستگی و سزاوار آن نیستند و تفاوتهای بی جا گذاشته می شود ، بنابراین با صداقت و درستکاری انجام وظیفه نخواهد کرد بنابراین چگونه انتظار می رود این چنین جامعه ای موفق باشد و افراد آن با میل ، علاقه به کار . کار آفرین باشند و استعداد های ذاتی آنها شکوفا ورشد کند و ثمره موفقیت را ایجاد کند با تاسف باید گفت این چنین زیاد است و افرادی مورد تشویق قرار خواهند گرفت که شایستگی آن را نیز ندارند و تنبیه مربوط به افرادی نیز می شود که مستحق آن نیستند ((و این ریشه اش از مدارس گرفته می شود )).
بنابراین باید تنبیه و تشویق هر دو با در نظر گرفتن خدای متعال ، وجدان و عدالت و غیره انجام شود که البته آن هم بصورت درست به موقع و به جا فردی اگر حتی فقط بصورت جزئی و اندکی پیشرفت داشته باشد با کوچکترین تشویق فقط لفظی می توان اثر زیبایی گذاشته و باعث رشد و شکوفایی و تجلی موفقیت او شده .
هر انسانی در هر جایگاهی که می باشد با اندکی تشویق و دلگرمی می تواند پله های رشد ، تکامل ، خلاقیت و .... را پشت سر گذاشته و توانایی هایش را شکوفا کند .
با کمال تاسف باید گفت بیشتر تشویق ها و تنبیه ها درست به موقع و به جا نیست و این اثرش در خانه و اجتماع مشخص و باعث می شود که خیلی از خلاقیت ها و ابتکارات محو نا بود شود .



الهی ..................... مهربانا ....................
سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده دلم را در آن بگسترانم


و با دستان خسته قنـوتـم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نـگاهـت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی...
و بدان ! کسی که گنجینه های آسمان و زمین در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و پذیرفتن دعایت را بر عهده نهاده و تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد،
و از او طلبی تا تو را بیامرزد .
و میان تو و خود کسی نگمارده تا تو را از وی بازدارد.
و از کسی ناگزیرت نکرده که نزد او برایت میانجی گری آرد ،
و اگر گناه کردی از توبه ات منع ننموده و در کیفرت شتاب نفرموده و چون بدو باز گردی سرزنشت نکند ، و آنجا که رسوا شدنت سزاست پرده ات را ندرد ؛
و در پذیرفتن توبه بر تو سخت نگرفته و حساب گناهت را نکشیده ، و از بخشایش نومیدت نگردانیده ، بلکه بازگشتت را از گناه نیک شمرده و هر گناهت را یکی گرفته و هر کار نیکویت را ده به حساب آورده و درِ بازگشت را برایت بازگذارده و چون بخوانیش آوایت را شنود ، و چون راز خود را با او در میان نهی آن را داند ، پس حاجت خود بدونمایی و آنچه در دل داری پیش او بگشایی ، و از اندوه خویش بدو شکایت کنی و خواهی تا غم تو را گشاید و در کارها یاری ات نماید و از گنجینه های رحمت او آن را خواهی که بخشیدنش از جز او نیاید ؛ از افزودن مدت زندگانی و تندرستی ها و در روزی ها فراوانی .

پروردگارا :
"در دست های ما گرمی محبت و در دیدگان ما نور محبت و در سخنان ما کلام محبت و در کردار ما آثار محبت قرارده"
" آمین یا رب العالمین"
پیامبر مهر و مهربانی ..................
پیامبر در پیشگاه خداى تعالى بسیار فروتن و متواضع بود و همواره از درگاه حق تعالى درخواست داشت که او را به آداب نیکو و اخلاق پسندیده بیاراید، از این رو در دعایش چنین مى گفت :
((اللهم حسن خلقى و خلقى )) و مى گفتSad(اللهم جنبنى منکرات الاخلاق)) خداى تعالى نیز دعاى آن حضرت را مستجاب کرد، و در وفاى به وعده اى که فرموده و گفته است Sad(ادعونى استجب لکم )) قرآن را بر او نازل کرد و بدان وسیله او را ادب آموخت . پس معیار خلق و خوى آن حضرت ، قرآن است .

سعد بن هشام مى گوید: بر عایشه وارد شدم و از اخلاق رسول خدا صلى اللّه علیه و اله پرسیدم . گفت : مگر قرآن را نمى خوانى ؟ گفتم : چرا. گفت : خلق رسول خدا صلى اللّه علیه و اله قرآن است . خداوند آن حضرت را به وسیله قرآن ادب آموخت همانند این آیات :
(( خذ العفو و امر بالمعروف و اعرض عن الجاهلین . ))
و قول خداى تعالى : (( ان اللّه یاءمر بالعدل و الاحسان ...))
و قول خداى تعالى : (( واصبر و ما صبرک الا باللّه . ))
و قول خداى تعالى : (( واصبر على ما اصابک ان ذلک من عزم الامور. ))
و قول خداى تعالى : (( لمن صبر و غفر ان ذلک لمن عزم الامور. ))
و قول خداى تعالى : (( فاعف عنهم واصفح ان اللّه یحب المحسنین . ))
و قول خداى تعالى : ععع و لیعفوا و لیصفحوا اءلا تحبون ان یغفر اللّه لکم ... ))
و قول خداى تعالى : (( ادفع بالتى هى احسن فاذالذى بینک و بینه عداوة کانه ولى حمیم . ))
و به وسیله قول خداى تعالى : (( والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس . ))
و با این قول خداى تعالى : (( اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا و لا یغتب بعضکم بعضا. ))
و چون روز جنگ احد دندان پیشین پیامبر صلى اللّه علیه و اله شکست و خون بر روى مبارکش جارى شد، آن حضرت خونها را پاک مى کرد و مى گفت : ((چگونه چنین جمعیتى رستگار خواهند شد که چهره پیامبرشان را با خون رنگین کردند در حالى که وى ایشان را به سوى پروردگارشان دعوت مى کرد؛ پس خداوند این آیه را براى تاءدیب آن حضرت نازل کرد: (( لیس لک من الامر شیى ء... )) ؛ امثال این تاءدیب در قرآن بى حد و حصر آمده است ، و مقصود نخستین از تاءدیب و تهذیب ، وجود مقدس آن حضرت است و بعد از او، نور بر همه خلایق مى تابد؛ زیرا او به وسیله قرآن و مردم به وسیله او تاءدیب شده اند، از این رو فرموده است : ((برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را به کمال و تمام برسانم .))
آنگاه مردم را به اخلاق نیکو ترغیب فرمود. سپس هنگامى که خداوند خلق شریف آن حضرت را کامل ساخت ، او را ثنا گفت و فرمود: (( ((و انک لعلى خلق عظیم )) )) به لطف گسترده خداوند سبحان بنگر که تا چه حد بلند مرتبه و بزرگ نعمت است ، در حالى که به پیامبرش مرحمت فرموده و به او اخلاق کامل ارزانى داشته است ، او را ثنا گفته گرچه اوست که پیامبر را به خلق کردیم آراسته اما این را به او نسبت داده مى گوید: (( ((و انک لعلى خلق عظیم )) )) خداوند خلق را براى رسول خدا صلى اللّه علیه و اله بیان کرده و سپس ‍ رسول خدا صلى اللّه علیه و اله خلق را چنین بیان مى کند: ((خداوند مکارم اخلاق را دوست دارد و رذایل اخلاقى را دشمن مى دارد.))
از على علیه السلام نقل شده است : ((شگفتا از مرد مسلمانى که برادر مسلمانش براى حاجتى نزد او مى آید ولى او خود را شایسته کار خیر نمى بیند، در صورتى که اگر او امید ثواب ندارد و از عذاب و مجازات نیز نمى هراسد، شایسته است که به سوى مکارم اخلاق بشتابد، زیرا مکارم اخلاق هدایت کننده به سوى راه نجات است . مردى عرض کرد: آیا شما خود این سخن را از پیامبر صلى اللّه علیه و اله شنیده اى ؟ فرمود: آرى ، چیزى بهتر از آن را هم شنیده ام : وقتى که اسیران قبیله طىّ را آوردند، دخترکى میان اسیران بود، عرض کرد: یا محمّد! اگر مصلحت بدانى ، مرا از قید اسارت آزاد فرما تا مورد ملامت مردم عرب واقع نشوم ؛ زیرا من دختر بزرگ قوم خود هستم ، پدرم از کسانى که حمایتشان لازم بود، حمایت مى کرد و افراد گرفتار و در بند را آزاد مى ساخت ، گرسنه را سیر و به او اطعام مى کرد و با صداى بلند سلام مى نمود و دست حاجتمندى را هرگز رد نمى کرد، من دختر حاتم طایى هستم پیامبر صلى اللّه علیه و اله - پس از شنیدن سخنان او - فرمود: اى دختر! این صفاتى که تو گفتى ، صفت مؤ من واقعى است ، اگر پدر تو مسلمان بود هر آینه براى او طلب آمرزش مى کردم ، آنگاه رو به یارانش کرد و فرمود: او را آزاد کنید که پدرش مکارم اخلاق را دوست مى داشت و همانا خداى تعالى مکارم اخلاق را دوست مى دارد. پس ابوبردة بن دینار از جا برخاست ، عرض کرد: یا رسول اللّه ، آیا خدا مکارم اخلاق را دوست مى دارد؟ فرمود: به خدایى که جان من در دست قدرت اوست ، جز افراد خوش خلق ، کسى وارد بهشت نمى شود.))
از آن حضرت است : ((همانا خداى تعالى اسلام را به مکارم اخلاق و اعمال نیک آمیخته است )) و از جمله مکارم اخلاق است ، حسن معاشرت ، خوش برخوردى ، نرمخویى ، انجام کار نیک ، اطعام دیگران ، سلام کردن بر همگان ، عیادت بیمار مسلمان - خوب باشد یا بد - تشییع جنازه مسلمان ، حسن جوار با همسایگان - مسلمان باشد یا کافر - بزرگداشت پیرمرد مسلمان ، قبول دعوت به مهمانى و دعا کردن به میزبان ، گذشت و اصلاح بین مردم ، جود و بخشش ، آغاز به سلام ، فرو خوردن خشم و چشم پوشى از لغزش مرم . دین اسلام ، هرزگى ، بیهوده کارى ، آوازخوانى ، هر نوع نوازندگى و هر نوع تار تنبور و تبهکارى ، دروغ ، غیبت ، بخل ، حرص ، ستمکارى ، نیرنگ ، سخن چینى ، برهم زدن بین مردم ، قطع رحم ، بدخلقى ، خود بزرگ بینى ، فخر فروشى ، و خودبینى ، دست درازى ، چاپلوسى ، کینه و حسد، فال بد،، سرکشى ، تجاوز و ظلم را از میان برده است .
معاذ مى گوید: رسول خدا صلى اللّه علیه و اله مرا سفارش کرد و فرمود: ((اى معاذ! تو را سفارش مى کنم به تقواى الهى ، راستگویى ، وفاى به عهد، اداى امانت ، ترک خیانت ، رعایت همسایه ، مهربانى نسبت به یتیم ، نرمش ‍ در گفتار، سلام دادن ، خوش رفتارى ، کوتاهى آرزوها، ایمان مداوم ، ژرف بینى در قرآن ، دوستى آخرت ، ترس از حساب ، فروتنى ، و زنهار که دانایى را دشنام دهى با راستگویى را تکذیب کنى ، یا از گنهکارى ، پیروى و یا از رهبرى عادل ، نافرمانى کنى و یا در زمین فساد کنى ، و سفارش مى کنم تو را به تقواى الهى در همه جا و توبه از هر گناه نهانى را در نهان و از گناه آشکار را آشکارا به عمل آورى ))
پیامبر صلى اللّه علیه و اله بندگان خدا را این چنین ادب آموخت و آنان را به مهر ورزی ومکارم اخلاق و آداب نیک فرا خواند.


"لیوان را زمین بگذار"

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که
همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند ۵٠ گرم، ١٠٠ گرم، ١۵٠ گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
یکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید!http://www.zibaweb.com
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین است


"تدریس مهر"
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای میسازم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده
مهر تدریس کنند
و بگویند خدا
خالق زیبایی
و سرایندهء عشق
آفرینندهء ماست.
مهربانی ست که ما را به نکویی,
دانایی,
زیبایی
و به خود میخواند.
جنتی دارد نزدیک٬زیبا و بزرگ
دوزخی دارد ـ به گمانم ـ
کوچک و بعید.
در پی سودا نیست
که ببخشد ما را
وبفهماندمان
ترس ما بیرون دایرهء رحمت اوست.

در مجالی که برایم باقی است
باز همراه شما مدرسه ای می سازم
که خرد را با عشق,
علم را با احساس
و ریاضی را با شعر,
دین را با عرفان٬
همه را با تشویق تدریس کنند.
روی انگشت کسی
قلمی نگذارند,
ونخوانند کسی را حیوان
ونگویند کسی را کودن
و معلم هر روز روح را حاضر و غایب بکند
و بجز ایمانش
هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند.
مغزها پر نشود چون انبار,
قلب خالی نشود از احساس.
درس هایی بدهند
که بجای مغز, دل ها را تسخیر کنند.
از کتاب تاریخ
جنگ را بردارند.
در کلاس انشا
هرکسی حرف دلش را بزند.
غیر ممکن ها را از خاطره ها محو کنند.
تا کسی بعد از این
باز همواره نگوید :هرگز!
و به آسانی هم رنگ جماعت نشود.
زنگ نقاشی تکرار شود.
رنگ را در پاییز تعلیم دهند.
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگی را در رفتن و برگشتن از قلهء کوه
وعبادت را در خدمت خلق
کار را در کندو
و طبیعت را در جنگل سبز
مشق شب این باشد
که شبی چندین بار همه تکرار کنیم:
عدل
آزادی
قانون
شادی
امتحانی بشود که بسنجند ما را
تا بفهمند که چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ایم.

در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازم
که در آن آخر وقت به زبانی ساده
شعر تدریس کنند.
و بگویند تا فردا صبح
خالق عشق نگه دار شما!

در کلاس روزگار"
درسهای گونه گونه هست
درس دست یافتن به آب و نان
درس زیستن کنار این و آن
درس مهر
درس قهر
درس آشنا شدن
درس با سرشک غم ز هم جدا شدن
در کنار این معلمان و درسها
در کنار نمره های صفر و نمره های بیست
یک معلم بزرگ نیز
در تمام لحظه ها تمام عمر
در کلاس هست و در کلاس نیست
نام اوست : مرگ
و آنچه را که درس می دهد
زندگی است
" و اما تو معلم"
پرندگان سینه سرخ خواندند و خواندند و خواندند،
اما تو معلم!
ادامه دادی

درآخرین ساعت روز
آخرین زنگ به صدادرآمد،
اما تو معلم !
ادامه دادی

گل های شمعدانی
روی تاقچه ی پنجره ها
همه مردند،
اما تو معلم !
ادامه دادی.

روزی چون شبی تیره وتارشد،
اماتوچراغ های کلاس راروشن کردی .
اما تو فقط
پنجره رابستی.

درختان کج وراست می شدند،
گویی که مارافرا می خواندند....
اماتوگفتی:....
بادآمدوکاغذهای روی میزت رابه هم ریخت،
" آلبرت کولوم "


انواع محبت
محبت‏بر دوگونه است : محبت صادق و محبت کاذب.


محبت صادق آن است که انسان کمال را درست تشخیص بدهد و البته وقتى به کمال آگاهى پیدا کند، به آن دل مى‏بندد مانند محبت‏به خداوند، متقابلا کمال هم جاذبه دارد و محب را به سمت‏خود جذب مى‏کند و در حقیقت محبت صادق، دو جانبه است; اما محبت کاذب آن است که انسان، نقص را کمال بپندارد و بر اساس چنین پندار باطلى به آن کمال موهوم علاقمند گردد; مانند محبت غیر خدا، مخصوصا محبت عالم طبیعت، محبت کاذب و جاذبه‏اى است که عین دافعه است; چنانکه افعیها با نفس کشیدن، برخى از حشرات را جذب مى‏کنند; اما نه براى پرورش و کمال بلکه براى هضم و نابود کردن. بنابراین، جذب آنان،جذب کاذب است.
زرق و برق دنیا نیز چنین است. انسان اگر به دنیا دل ببندد، دنیا جاذبه دارد و او را به سوى خود جذب مى‏کند; اما براى این که او را درهم بکوبد و نابود و سپس به صورت  زباله دفع کند، ولى ذات اقدس خداوند نه تنها محبوب مؤمنان است‏بلکه محب آنان نیز هست و آنان را به سمت‏ خود جذب مى‏کند تا آنها را بپروراند و احیا کند. از این رو، همان گونه که گفته شده:
الا کل شى‏ء ما خلا الله باطل
و کل نعیم لا محالة زائل
در مورد محبت نیز باید گفت هر محبتى غیر از محبت‏خدا باطل و دروغین است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید:
دنیایى که شما را ترک مى‏کند، پیش از این که شما را ترک کند، شما آن را ترک کنید: «و آمرکم بالرفض لهذه الدنیا التارکة لکم‏»
در مثلها نیز آمده است: «عزل‏» از مقام به منزله طلاق مردان و حیض کارگزاران است: «العزل طلاق الرجال و حیض العمال‏». انسان هم سرانجام روزى از دنیا و لذایذ و مقامهاى آن عزل و محروم مى‏شود; از این رو قرآن دنیا را خانه فریب و نیرنگ معرفى مى‏کند.
البته منظور از دنیا آسمان و زمین نیست; زیرا اینها آیات الهى و نعمت‏خداست. ذات اقدس خداوند دنیا را چنین معرفى کند: مثل دنیا

پاسخ }
سپاس شده توسط: fateme ahmadi ، ms8857
 


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تدريس شبيه سازي رحمتي محمد 2 2,164 10-10-1395, 12:46 عصر
آخرین ارسال: goudarzi2016

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

درباره معلمـ گفت

انجمن علمی معلمان ایران افتخار دارد که از بهار سال 91 شروع به کار کرده است. هدف این انجمن افزایش توانایی های علمی و مهارتی معلمان ایران با تبادل نظر و اشتراک تجارب است. این انجمن به طور کامل توسط معلمان اداره می شود و هیچ وابستگی به ارگان های دولتی یا غیر دولتی ندارد.

پیوند ها

دوستان